هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سعدی بیانگر عشق و فداکاری بیحد و حصر شاعر به معشوق است. شاعر از عشق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است جان خود را فدای او کند. همچنین، او زیبایی و جذابیت معشوق را ستایش میکند و از تأثیر عمیق او بر زندگی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۵۱ - گر جان طلبی فدای جانت
گر جان طلبی فدای جانت
سهلست جواب امتحانت ۱
سوگند به جانت ار فروشم
یک موی به هر که در جهانت ۲
با آن که تو مهر کس نداری
کس نیست که نیست مهربانت ۳
وین سر که تو داری ای ستمکار
بس سر برود بر آستانت ۴
بس فتنه که در زمین به پا شد
از روی چو ماه آسمانت ۵
من در تو رسم به جهد هیهات
کز باد سبق برد عنانت ۶
بی یاد تو نیستم زمانی
تا یاد کنم دگر زمانت ۷
کوته نظران کنند و حیفست
تشبیه به سرو بوستانت ۸
و ابرو که تو داری ای پری زاد
در صید چه حاجت کمانت ۹
گویی بدن ضعیف سعدی
نقشیست گرفته از میانت ۱۰
گر واسطه سخن نبودی
در وهم نیامدی دهانت ۱۱
شیرینتر از این سخن نباشد
الا دهن شکرفشانت ۱۲
سهلست جواب امتحانت ۱
سوگند به جانت ار فروشم
یک موی به هر که در جهانت ۲
با آن که تو مهر کس نداری
کس نیست که نیست مهربانت ۳
وین سر که تو داری ای ستمکار
بس سر برود بر آستانت ۴
بس فتنه که در زمین به پا شد
از روی چو ماه آسمانت ۵
من در تو رسم به جهد هیهات
کز باد سبق برد عنانت ۶
بی یاد تو نیستم زمانی
تا یاد کنم دگر زمانت ۷
کوته نظران کنند و حیفست
تشبیه به سرو بوستانت ۸
و ابرو که تو داری ای پری زاد
در صید چه حاجت کمانت ۹
گویی بدن ضعیف سعدی
نقشیست گرفته از میانت ۱۰
گر واسطه سخن نبودی
در وهم نیامدی دهانت ۱۱
شیرینتر از این سخن نباشد
الا دهن شکرفشانت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۶۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰ - خوش میروی به تنها تنها فدای جانت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۲ - بیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.