هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از رنجهای عشق و دلشکستگی مینالد. او از معشوق میخواهد که دلش را نشکند و رازش را فاش نکند. همچنین، امیدوار است که روزی دردش التیام یابد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۵۸ - مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد ۱
گر در خیال خلق پری وار بگذری
فریاد در نهاد بنی آدم اوفتد ۲
افتاده تو شد دلم ای دوست دست گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد ۳
در رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد ۴
مشکن دلم که حقه راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد ۵
وقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد ۶
سعدی صبور باش بر این ریش دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد ۷
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد ۱
گر در خیال خلق پری وار بگذری
فریاد در نهاد بنی آدم اوفتد ۲
افتاده تو شد دلم ای دوست دست گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد ۳
در رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد ۴
مشکن دلم که حقه راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد ۵
وقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد ۶
سعدی صبور باش بر این ریش دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷ - پیش رویت قمر نمیتابد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹ - نه آن شبست که کس در میان ما گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.