هوش مصنوعی:
این شعر از سعدی بیانگر احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق و هجران است. شاعر از وفاداری خود و جفاهای معشوق سخن میگوید و از غم و اندوهی که بر دلش نشسته، شکایت میکند. او همچنین به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان اشاره میکند و از فتنهانگیزی معشوق و تأثیر آن بر عابدان و زاهدان میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۷۵ - بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد ۱
چندین وفا که کرد چو من در هوای تو
وان گه ز دست هجر تو چندین جفا که برد ۲
بگریست چشم ابر بر احوال زار من
جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد ۳
گفتم لب تو را که دل من تو بردهای
گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد ۴
سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا تو را که برد ۵
توفیق عشق روی تو گنجیست تا که یافت
باز اتفاق وصل تو گوییست تا که برد ۶
جز چشم تو که فتنه قتال عالمست
صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد ۷
سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست
دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد ۸
باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد ۱
چندین وفا که کرد چو من در هوای تو
وان گه ز دست هجر تو چندین جفا که برد ۲
بگریست چشم ابر بر احوال زار من
جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد ۳
گفتم لب تو را که دل من تو بردهای
گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد ۴
سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا تو را که برد ۵
توفیق عشق روی تو گنجیست تا که یافت
باز اتفاق وصل تو گوییست تا که برد ۶
جز چشم تو که فتنه قتال عالمست
صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد ۷
سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست
دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۸۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما میبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.