هوش مصنوعی:
این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از احساسات عمیق و دردهای عاطفی خود میگوید و بیان میکند که عشق او به حدی است که حتی مرگ هم نمیتواند او را از این احساس رها کند. همچنین، شاعر به زیبایی و عمق معانی در شعر خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۸۸ - به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد
به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد
نچمی که شاخ طوبی به ستیزه برنریزد ۱
هوس تو هیچ طبعی نپزد که سر نبازد
ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد ۲
دلم از غمت زمانی نتواند ار ننالد
مژه یک دم آب حسرت نشکیبد ار نریزد ۳
که نه من ز دست خوبان نبرم به عاقبت جان
تو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد ۴
دررست لفظ سعدی ز فراز بحر معنی
چه کند به دامنی در که به دوست برنریزد ۵
نچمی که شاخ طوبی به ستیزه برنریزد ۱
هوس تو هیچ طبعی نپزد که سر نبازد
ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد ۲
دلم از غمت زمانی نتواند ار ننالد
مژه یک دم آب حسرت نشکیبد ار نریزد ۳
که نه من ز دست خوبان نبرم به عاقبت جان
تو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد ۴
دررست لفظ سعدی ز فراز بحر معنی
چه کند به دامنی در که به دوست برنریزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - آه اگر دست دل من به تمنا نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.