هوش مصنوعی: این متن شعری از سعدی است که به زیبایی‌های عشق و عاشقی، صبر و تحمل در برابر سختی‌ها، و ارزش والای معشوق اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که معشوق آنقدر بی‌نظیر است که جایگزینی ندارد و حتی اگر عاشق را از خود براند، باز هم راهی برای بازگشت به او وجود دارد. همچنین، شاعر به قدرت عشق و جذابیت معشوق اشاره می‌کند که حتی ماه نیز در مقابله با زیبایی او ناتوان است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عشق و عاشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم فلسفی در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

غزل ۲۳۱ - تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند

تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند
و گر ملول شوی صاحبی دگر گیرند ۱

و گر به خشم برانی طریق رفتن نیست
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند ۲

به تیغ اگر بزنی بی‌دریغ و برگردی
چو روی باز کنی دوستی ز سر گیرند ۳

هلاک نفس به نزدیک طالبان مراد
اگر چه کار بزرگست مختصر گیرند ۴

روا بود همه خوبان آفرینش را
که پیش صاحب ما دست بر کمر گیرند ۵

قمر مقابله با روی او نیارد کرد
و گر کند همه کس عیب بر قمر گیرند ۶

به چند سال نشاید گرفت ملکی را
که خسروان ملاحت به یک نظر گیرند ۷

خدنگ غمزه خوبان خطا نمی‌افتد
اگر چه طایفه‌ای زهد را سپر گیرند ۸

کم از مطالعه‌ای بوستان سلطان را
چو باغبان نگذارد کز او ثمر گیرند ۹

وصال کعبه میسر نمی‌شود سعدی
مگر که راه بیابان پرخطر گیرند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۶۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - شاید این طلعت میمون که به فالش دارند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.