هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌قراری دل، ناتوانی در کنترل احساسات و تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود می‌گوید. شاعر همچنین به مقایسه خود با شخصیت‌های اساطیری مانند فرهاد اشاره می‌کند و از ناتوانی در رهایی از عشق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۷۰ - هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
تا منتهای کار من از عشق چون شود ۱

دل برقرار نیست که گویم نصیحتی
از راه عقل و معرفتش رهنمون شود ۲

یار آن حریف نیست که از در درآیدم
عشق آن حدیث نیست که از دل برون شود ۳

فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست
ور کوه محنتم به مثل بیستون شود ۴

ساکن نمی‌شود نفسی آب چشم من
سیماب طرفه نبود اگر بی سکون شود ۵

دم درکش از ملامتم ای دوست زینهار
کاین درد عاشقی به ملامت فزون شود ۶

جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد
تا زعفران چهره من لاله گون شود ۷

دیوار دل به سنگ تعنت خراب گشت
رخت سرای عقل به یغما کنون شود ۸

چون دور عارض تو برانداخت رسم عقل
ترسم که عشق در سر سعدی جنون شود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۸۱۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۹ - آنکه مرا آرزوست دیر میسر شود
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱ - بخت این کند که رای تو با ما یکی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.