هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و هجران یار خود مینالد و بیان میکند که از فراق معشوق خود رنج میبرد. او سوگند میخورد که دل تنها به یارش بسپارد و آرزو میکند که دوباره معشوق به سویش بازگردد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات داشته باشد.
شمارهٔ ۸۱ - ایضاً غزل: منه تَغَمَّده الله تعالی بِغُفرانه
من شیفته و مست و خراب از غم یارم
حیران و جگر سوخته از هجر نگارم ۱
گر یار مرا باز نخواند به سر خویش
من خون جگر در غمش از دیده به بارم ۲
سوگند بدان عهد که با زلف تو بستم
جز بر سر زلفت به کسی دل نسپارم ۳
یا رب سببی ساز که باز آن خم گیسو
یک روز به چنگ آرم و جان را به سپارم ۴
ای کاش که باز آن شوخ پری چهره ی طناز
باز آید و چون ماه، نشیند به کنارم ۵
حیران و جگر سوخته از هجر نگارم ۱
گر یار مرا باز نخواند به سر خویش
من خون جگر در غمش از دیده به بارم ۲
سوگند بدان عهد که با زلف تو بستم
جز بر سر زلفت به کسی دل نسپارم ۳
یا رب سببی ساز که باز آن خم گیسو
یک روز به چنگ آرم و جان را به سپارم ۴
ای کاش که باز آن شوخ پری چهره ی طناز
باز آید و چون ماه، نشیند به کنارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۰ - و له ایضاً علیه الرَّحمَةِ و الغُفران
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۲ - ایضاً منه علیه الرَّحمَةِ و الغُفران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.