هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و سوز دل شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از فتنهانگیزی معشوق، تشنگی روح خود، و سوز عشق در وجودش میگوید. تصاویری مانند محرابهای ساختهشده از خون جگر، عنابهای بستهشده بر خار مژگان، و صحبت گرم با مهتاب، نشاندهندهی عمق احساسات و عشق آمیخته با رنج است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'محرابهای بستهشده از خون جگر' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۷ - ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محراب ها
ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محراب ها
فتنه را از چشم جادوی تو در سر خواب ها ۱
عارضت آبست و لب آب دگر از تاب می
من چنین لب تشنه، وه چون بگذرم زین آب ها ۲
نگسلم زان جعد مشکین گرچه در چنگ بلا
دارم از دست غمت در رشته ی جان تارها ۳
مطربان بزم عشقت را زسوز عاشقان
گشته آتش باز بر رگهای جان مضراب ها ۴
در حریم دل برای سجده ی ابروی تو
بسته ام هر گوشه از خون جگر محراب ها ۵
پیش آن لبهای میگون دیده را از اشک سرخ
سر به سر بر خار مژگان بسته شد عناب ها ۶
در نمی گیرد فسونم با لبت از هیچ باب
در وفا هر چند می گویم سخن از باب ها ۷
ای مه خرگه نشین شبها فغانی در خیال
صحبتی بس گرم دارد با تو در مهتاب ها ۸
فتنه را از چشم جادوی تو در سر خواب ها ۱
عارضت آبست و لب آب دگر از تاب می
من چنین لب تشنه، وه چون بگذرم زین آب ها ۲
نگسلم زان جعد مشکین گرچه در چنگ بلا
دارم از دست غمت در رشته ی جان تارها ۳
مطربان بزم عشقت را زسوز عاشقان
گشته آتش باز بر رگهای جان مضراب ها ۴
در حریم دل برای سجده ی ابروی تو
بسته ام هر گوشه از خون جگر محراب ها ۵
پیش آن لبهای میگون دیده را از اشک سرخ
سر به سر بر خار مژگان بسته شد عناب ها ۶
در نمی گیرد فسونم با لبت از هیچ باب
در وفا هر چند می گویم سخن از باب ها ۷
ای مه خرگه نشین شبها فغانی در خیال
صحبتی بس گرم دارد با تو در مهتاب ها ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - ای ترا بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها
گوهر بعدی:شماره ۸ - از عمر بسی نماند ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.