هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از گذر سریع عمر و بیرغبتی به دنیا پس از تجربههای فراوان میگوید. او احساس تنهایی و بیپناهی میکند و بیان میدارد که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. همچنین، او از نبود یار و یاوری شکایت کرده و حس بیتعلقی به دنیا را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره زندگی، مرگ و بیتعلقی به دنیاست که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، لحن شعر حاوی اندوه و ناامیدی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۸ - از عمر بسی نماند ما را
از عمر بسی نماند ما را
بیش از نفسی نماند ما را ۱
هر سود و زیان که بود دیدیم
دیگر هوسی نماند ما را ۲
ماییم و دل رمیده از خود
پروای کسی نماند ما را ۳
گو روی زمین بگیرد آتش
اکنون که خسی نماند ما را ۴
بهر چه درین دیار باشیم
چون ملتسمی نماند ما را ۵
رفتیم چنانکه بر دل کس
گرد فرسی نماند ما را ۶
بس آه زدیم چون فغانی
فریادرسی نماند ما را ۷
بیش از نفسی نماند ما را ۱
هر سود و زیان که بود دیدیم
دیگر هوسی نماند ما را ۲
ماییم و دل رمیده از خود
پروای کسی نماند ما را ۳
گو روی زمین بگیرد آتش
اکنون که خسی نماند ما را ۴
بهر چه درین دیار باشیم
چون ملتسمی نماند ما را ۵
رفتیم چنانکه بر دل کس
گرد فرسی نماند ما را ۶
بس آه زدیم چون فغانی
فریادرسی نماند ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محراب ها
گوهر بعدی:شماره ۹ - زهی حیات ابد از لبت حواله ی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.