هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از دردها و ناکامیهای عاشقانه و ظلمهای دنیا سخن میگوید. شاعر از جفا، بیوفایی، و دردهای عشق شکایت دارد، اما در عین حال به مهر و وفا امیدوار است. همچنین، اشارههایی به ناامیدی از درمان دردها و کنارهگیری از آرزوهای دنیوی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و جفا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۲ - آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت
آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت
زین دعا گوی چرا لطف و کرم باز گرفت ۱
مژده ی مهر و وفا می دهم یار مدام
خود ندیدم که دمی جور و ستم باز گرفت ۲
حال آن خسته چه باشد که طبیبش بعلاج
خواست صدره بنهد پیش، قدم باز گرفت ۳
من همانروز ببستم نظر از آب حیات
که فلک درد می از ساغر جم باز گرفت ۴
در بیابان مکافات یکی ده بدرود
هر که یک دانه ز مرغان حرم باز گرفت ۵
می رسد گل که کند صد طبق لعل نثار
گر بهار از قدم سبزه درم باز گرفت ۶
قلم شوق فغانی ورقت کرد سیاه
چند روزی که ازین صفحه قلم باز گرفت ۷
زین دعا گوی چرا لطف و کرم باز گرفت ۱
مژده ی مهر و وفا می دهم یار مدام
خود ندیدم که دمی جور و ستم باز گرفت ۲
حال آن خسته چه باشد که طبیبش بعلاج
خواست صدره بنهد پیش، قدم باز گرفت ۳
من همانروز ببستم نظر از آب حیات
که فلک درد می از ساغر جم باز گرفت ۴
در بیابان مکافات یکی ده بدرود
هر که یک دانه ز مرغان حرم باز گرفت ۵
می رسد گل که کند صد طبق لعل نثار
گر بهار از قدم سبزه درم باز گرفت ۶
قلم شوق فغانی ورقت کرد سیاه
چند روزی که ازین صفحه قلم باز گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - خرام سر و تو جان را حیات دمبدمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.