هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، انتظار و ناامیدی میپردازد. شاعر از دردها و سوختنهای درونی سخن میگوید و به این اشاره دارد که عشق و دلبستگیهای انسانی اغلب با رنج و انتظار همراه است. همچنین، این شعر به ناپایداری دنیا و بیوفایی آن نیز اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۷۹ - خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت
خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت
نیامد از عدم اینجا و زار زار نسوخت ۱
کدام تنگدل از باده گرم گشت شبی
که چند روز دگر از غم خمار نسوخت ۲
که دل به وعده ی شیرین لبی مقید ساخت
که تا به روز قیامت در انتظار نسوخت ۳
چراغ عیش نیفروخت در سراچه ی دل
کسی که پیش تو خود را هزار بار نسوخت ۴
شرار دل نه مرا ذره ذره سوزد و بس
درون کیست که صد بار ازین شرار نسوخت ۵
درین محیط ندیدم دری که در طلبش
هزار طالب سرگشته در کنار نسوخت ۶
هزار نخل جوان زیر خاک رفت و هنوز
جهان برای یکی بر سر مزار نسوخت ۷
نه دوست بود که غمگین نگشت در غم دوست
نه یار بود که جانش برای یار نسوخت ۸
مخور شراب فغانیو اشک گرم مریز
خمش که بهر دماغت فگار نسوخت ۹
نیامد از عدم اینجا و زار زار نسوخت ۱
کدام تنگدل از باده گرم گشت شبی
که چند روز دگر از غم خمار نسوخت ۲
که دل به وعده ی شیرین لبی مقید ساخت
که تا به روز قیامت در انتظار نسوخت ۳
چراغ عیش نیفروخت در سراچه ی دل
کسی که پیش تو خود را هزار بار نسوخت ۴
شرار دل نه مرا ذره ذره سوزد و بس
درون کیست که صد بار ازین شرار نسوخت ۵
درین محیط ندیدم دری که در طلبش
هزار طالب سرگشته در کنار نسوخت ۶
هزار نخل جوان زیر خاک رفت و هنوز
جهان برای یکی بر سر مزار نسوخت ۷
نه دوست بود که غمگین نگشت در غم دوست
نه یار بود که جانش برای یار نسوخت ۸
مخور شراب فغانیو اشک گرم مریز
خمش که بهر دماغت فگار نسوخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.