خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات عمیق و سوزان عاشقانه خود میپردازد. او از نگاه گرم و خندهی جانسوز معشوق، لبهای سحرآمیز و عارضهی آتشین او سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ آتشی به سوزندگی عشق معشوق نیست. شاعر از بخت ناکام خود شکایت دارد و اشاره میکند که حتی آه گرم او نیز سودی ندارد، زیرا این فغان، بوی عشق است و ربطی به نوروز ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۱۰۲ - شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست
شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست
وان نگاه گرم و شکر خنده ی جانسوز نیست ۱
بی سخن آن شکل مخمورانه خواهد کشتنم
حاجت گفتار تلخ و غمزه ی دلدوز نیست ۲
یک بیک اسباب حسنت آتش انگیزست لیک
هیچ دلسوزانتر از لبهای سحرآموز نیست ۳
تاب دیگر دارد آن عارض که سوزد خلق را
ورنه هیچ آتش بدین صورت جهان افروز نیست ۴
تا بکشتن بر نیاید کام از پیش توام
وه که این بخت زبونم هیچ جا فیروز نیست ۵
آه گرمم گر دهد وی کباب دل چه سود
بوی عشقست این فغانی نکهت نوروز نیست ۶
وان نگاه گرم و شکر خنده ی جانسوز نیست ۱
بی سخن آن شکل مخمورانه خواهد کشتنم
حاجت گفتار تلخ و غمزه ی دلدوز نیست ۲
یک بیک اسباب حسنت آتش انگیزست لیک
هیچ دلسوزانتر از لبهای سحرآموز نیست ۳
تاب دیگر دارد آن عارض که سوزد خلق را
ورنه هیچ آتش بدین صورت جهان افروز نیست ۴
تا بکشتن بر نیاید کام از پیش توام
وه که این بخت زبونم هیچ جا فیروز نیست ۵
آه گرمم گر دهد وی کباب دل چه سود
بوی عشقست این فغانی نکهت نوروز نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - دوا خواهم ز تو ادراکم اینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.