خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق الهی سخن میگوید. او از دلسوختگی، آرزوی وصال، و فداکاری در راه عشق میگوید و تأکید میکند که بدون عشق، زندگی ارزشی ندارد. همچنین، شاعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره میکند و از بیاعتنایی معشوق به عاشق شکوه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشند.
شماره ۱۰۸ - آتشکده دلی که درو منزل تو نیست
آتشکده دلی که درو منزل تو نیست
بتخانه کعبه یی که درو محمل تو نیست ۱
مردن در آرزوی تو خوشتر ز عمر خضر
خود زنده نیست آنکه دلش مایل تو نیست ۲
چون در میان گرمروان سر در آورد؟
پروانه یی که سوخته ی محفل تو نیست ۳
معشوق را چه باک بود عاشقی بلاست
باری غبار کس بدل غافل تو نیست ۴
یا رب دل رمیده ی من از کجا شنید
بوی محبتی که در آب و گل تو نیست ۵
ایزد ترا بخوبترین صورتی نگاشت
ای گل چه نازکی که در آب و گل تو نیست ۶
خواهی بمهر باش بما خواه کینه ورز
خود دانی و خدای کسی در دل تو نیست ۷
بر دوش گلرخانست فغانی جنازه ات
این تربیت سزای تن بسمل تو نیست ۸
بتخانه کعبه یی که درو محمل تو نیست ۱
مردن در آرزوی تو خوشتر ز عمر خضر
خود زنده نیست آنکه دلش مایل تو نیست ۲
چون در میان گرمروان سر در آورد؟
پروانه یی که سوخته ی محفل تو نیست ۳
معشوق را چه باک بود عاشقی بلاست
باری غبار کس بدل غافل تو نیست ۴
یا رب دل رمیده ی من از کجا شنید
بوی محبتی که در آب و گل تو نیست ۵
ایزد ترا بخوبترین صورتی نگاشت
ای گل چه نازکی که در آب و گل تو نیست ۶
خواهی بمهر باش بما خواه کینه ورز
خود دانی و خدای کسی در دل تو نیست ۷
بر دوش گلرخانست فغانی جنازه ات
این تربیت سزای تن بسمل تو نیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - فروغ حسن تو از آه سوزناک منست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.