خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و شوریدگی عاشقان سخن میگوید که در وجودشان آتش عشق شعلهور است. شاعر از دردها و رنجهای عشق، بیقراری، و سوختن در آتش عشق میگوید و اشاره میکند که حتی لذتهای ظاهری نیز برای عاشقان سوزاننده است. در نهایت، شعر به این مفهوم میپردازد که عشق حقیقی حتی در مرگ نیز باقی میماند و همچون شاخهی گلی که در سرما خشک میشود، آتش عشق را در خود دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و سوختن در آتش آن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۱۳ - عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست
عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست
در بدن خون نشتر و در دل سویدا آتشست ۱
تن نخواهد خوابگاه نرم چون گر مست دل
گلخنی را زیر و پهلو فرش دیبا آتشست ۲
میگدازم از حیا تا از تو می جویم مراد
در نهاد بیدلان عرض تمنا آتشست ۳
خواب مستی کرده می سوزم ز آشوب خمار
چون نسوزم چون مرا در جمله اعضا آتشست ۴
می مخور بسیار اگرچه ساقیت باشد خضر
کانچه امشب آب حیوانست فردا آتشست ۵
مرد صاحبدل رساند فیض در موت و حیات
شاخ گل چون خشک گردد وقت سرما آتشست ۶
گر چنین خواهد کشید از دل فغانی آه گرم
تا نفس خواهد زدن گلهای صحرا آتشست ۷
در بدن خون نشتر و در دل سویدا آتشست ۱
تن نخواهد خوابگاه نرم چون گر مست دل
گلخنی را زیر و پهلو فرش دیبا آتشست ۲
میگدازم از حیا تا از تو می جویم مراد
در نهاد بیدلان عرض تمنا آتشست ۳
خواب مستی کرده می سوزم ز آشوب خمار
چون نسوزم چون مرا در جمله اعضا آتشست ۴
می مخور بسیار اگرچه ساقیت باشد خضر
کانچه امشب آب حیوانست فردا آتشست ۵
مرد صاحبدل رساند فیض در موت و حیات
شاخ گل چون خشک گردد وقت سرما آتشست ۶
گر چنین خواهد کشید از دل فغانی آه گرم
تا نفس خواهد زدن گلهای صحرا آتشست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.