هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سرو، گل، لعل و لؤلؤ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق می‌پردازد. شاعر از جفای معشوق، شکست‌های عشقی و ناملایمات روزگار شکایت دارد و در نهایت، به مستی و بی‌خودی در میانهٔ بزم عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غنایی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند شکایت از روزگار و جفای معشوق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۱۵ - سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست

سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست
بر گل سیراب جعد سنبل مفتون شکست ۱

خنده بر افسانه ی شیرین لبان زد در سخن
لعل میگونت که قدر لؤلوی مکنون شکست ۲

بنده ی آن سرو آزادم که در گشت چمن
حسن شاخ گل بناز و شیوه ی موزون شکست ۳

داشتم آسیب دوران سنگ بیدادش رسید
بیش ازینم گر دلی نشسکته بود اکنون شکست ۴

حاش لله از جفای او شکایت چون کنم
نخل عمر من ز باد محنت گردون شکست ۵

گرنه از مردم بمجنون بود لیلی را نظر
در میان بهر چه آخر کاسه ی مجنون شکست ۶

چشم می دارم که آخر غنچه ی دردی شود
هر سر خاری کزان گل در دل پر خون شکست ۷

ساغر عیشم که محکم بود در چنگ قضا
حیرتی دارم که از سنگ ملامت چون شکست ۸

از دم گرم فغانی دوش در بزم طرب
مست شد مطرب چنان کز بیخودی قانون شکست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - آه کان ابرو کمان چشم سیاه از ناز بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.