این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق استفاده میکند. شاعر از معشوق، غم، ناز، نیاز، و وصال سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند ابرو کمان، چشم سیاه، و نرگس غماز، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند دلبستن به معشوق و فنا در عشق نیز دیده میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد. سن 16 سال به بالا به دلیل بلوغ فکری و توانایی درک مفاهیم انتزاعی و شاعرانه پیشنهاد میشود.
شماره ۱۱۶ - آه کان ابرو کمان چشم سیاه از ناز بست
پرده ی نیلوفری بر نرگس غماز بست ۱
داد از آن سلطان که در مجلس بصد ناز و نیاز
باز کردم صد رهش تیغ از میان و باز بست ۲
تا چه افسون خواند آن لعل سخنگو روز وصل
کاینچنین محکم زبان و گوش اهل راز بست ۳
می رسد در گوشم آواز و ندانم از کجاست
ترک من گویا بعزم صید طبل باز بست ۴
چرخ صیادش بصد جان باز نتواند خرید
هر که دل در دام معشوق شکارانداز بست ۵
ناله ی طنبور ترکان رخنه در جان می کند
آه از آن ساعت که چرخ ابریشم این ساز بست ۶
قصه ی من گر بتیغ انجامد و خون ریختن
بر همان عهدم که با او جانم از آغاز بست ۷
استخوانم را نبینی خرد کاین تعویذ را
از هوا بال هما صد بار در پرواز بست ۸
دوش در میخانه از چنگ غمش آهی زدم
مطرب خوش لهجه را صد عقده در آواز بست ۹
طوطی طبع فغانی بهر آن چینی قبا
این چنین نخل سخن در گلشن شیراز بست ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.