خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق و رنج‌های درونی خود می‌گوید. او احساس می‌کند که عشقش به او خیانت کرده و باعث رنجش شده است. از بخت بد و طالع زبون خود شکایت دارد و احساس می‌کند که مانند فرهاد، بار سنگین غم را بر دوش می‌کشد. اشک‌هایش را به رنگ گل‌ها تشبیه می‌کند و از دیگران می‌خواهد که به رنج او توجه کنند. شعله‌های درونی او نشان‌دهنده درد عمیقش است.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۱ - دمی که آن گل خندان بقصد خون منست

دمی که آن گل خندان بقصد خون منست
ز خوی نازک او نیست از جنون منست ۱

بنا امیدی از آن آستان شدم محروم
نشان بخت بد و طالع زبون منست ۲

برون ز بزم طرب سوزدم بخنده چو شمع
کسی که بی خبر از آتش درون منست ۳

رقم بمنصب فرهادیم کشید قضا
که بار خاطر من کوه بیستون منست ۴

مران به گریه ام ای باغبان ز گلشن خویش
که آب و رنگ گل از اشک لاله گون منست ۵

تو خود بعشوه نظر کن بسوز گفتارم
چه احتیاج بافسانه و فسون منست ۶

دلیل سوز فغانی بسست آتش آه
نشان داغ درون شعله ی برون منست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - ما را ز نوبهار گل روی او ببست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - ماه رخسار تو آیینه ی مقصود منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.