خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و شوق به معشوق سخن میگوید و از درد و سوزش ناشی از این عشق مینالد. شاعر خود را مانند پروانهای میبیند که در آتش عشق میسوزد و از فراق رنج میبرد. تصاویر شعری مانند آتش، گلهای داغدیده، و بادهٔ لعل، همگی بر شدت این عشق و رنج تأکید دارند.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۱۲۸ - در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست
در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست
دوزخی در جانم از داغ بهشتی پیکریست ۱
تا قرین آتش شوقت شدم پروانه وار
سوزم از اندیشه هر دم کاین منم یا دیگریست ۲
چون نسوزم بیتو در بستان که در جانم ز غم
هر گلی داغی و هر داغی فروزان اخگریست ۳
منکه مشغولم بذکر باده ی لعلت مدام
کی بود یادم که جایی سلسبیل و کوثریست ۴
شوق دیدارت که شد در سینه ی سوزان گره
آتشی گویا فروزان در دل خاکستریست ۵
دفتر گلرا که شست از گریه ابر نوبهار
هر ورق بر خون پاک دردمندان دفتریست ۶
هر حباب از چشمه ی چشم فغانی روز هجر
در هوای باده ی آن لعل پر خون ساغریست ۷
دوزخی در جانم از داغ بهشتی پیکریست ۱
تا قرین آتش شوقت شدم پروانه وار
سوزم از اندیشه هر دم کاین منم یا دیگریست ۲
چون نسوزم بیتو در بستان که در جانم ز غم
هر گلی داغی و هر داغی فروزان اخگریست ۳
منکه مشغولم بذکر باده ی لعلت مدام
کی بود یادم که جایی سلسبیل و کوثریست ۴
شوق دیدارت که شد در سینه ی سوزان گره
آتشی گویا فروزان در دل خاکستریست ۵
دفتر گلرا که شست از گریه ابر نوبهار
هر ورق بر خون پاک دردمندان دفتریست ۶
هر حباب از چشمه ی چشم فغانی روز هجر
در هوای باده ی آن لعل پر خون ساغریست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - چمن ز سایه ی سروت چو گلشن ارمست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.