هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی‌های عشق، رنج‌های هجران، و گرمی محفل عاشقان می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند خورشید، عندلیب، و شمع، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و از جفای معشوق و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۳۷ - خورشید من که رخش جفا گرم داشتست

خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
حسنش بر این خیال خطا گرم داشتست ۱

در عاشقی بشورش من نیست عندلیب
هنگامه را بصوت و صدا گرم داشتست ۲

چون بیضه نه سپهر در آرد بزیر بال
مرغی که آشیان وفا گرم داشتست ۳

در چنگ زهره هست نوای غلط مرو
کاین بزم را ترانه ی ما گرم داشتست ۴

یک مشتریست بر در این خانه آفتاب
بازار خوبی تو خدا گرم داشتست ۵

تا کی دهد عنان مرادم فلک بدست
حالا به تازیانه مرا گرم داشتست ۶

در حیرتم که آتش صوفی برای چیست
چون صفه را سماع و صفا گرم داشتست ۷

تا آمدم بوادی هجران گداختم
این منزل خراب هوا گرم داشتست ۸

چون شمع تا نسوخت فغانی نیافت وصل
مجلس از آن اوست که جا گرم داشتست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - از گلم گلها شکفت و از مزارم لاله خاست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.