هوش مصنوعی: این شعر از فغانی شیرازی، با تصاویر زیبا و استعارات غنی، به توصیف بهار و طبیعت می‌پردازد. شاعر با استفاده از عناصری مانند مرغ سحر، غنچه، گل، سبزه، و باده، فضایی شاد و مستانه را ترسیم می‌کند. او از عشق، شادی، و زیبایی‌های طبیعت سخن می‌گوید و بر دانش استادانی که چنین زیبا این صحنه‌ها را به تصویر کشیده‌اند، آفرین می‌فرستد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عرفانی و استعارات پیچیده‌ای است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، اشاره‌هایی به مستی و باده‌نوشی دارد که مناسب گروه‌های سنی بالاتر است.

شماره ۱۳۸ - باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست

باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
دفتر گلرا بعنوان وفا شیرازه بست ۱

جذب آب و سبزه بیرون برد گلرویان شهر
محتسب هر چند از غیرت در دروازه بست ۲

جوش مستان و خروش رود و گلبانگ هزار
زین نواها در هوا از شش جهت آوازه بست ۳

اشتیاق باده چندان شد که هنگام صبوح
نرگس مخمور نتواند لب از خمیازه بست ۴

طرح این مجلس برون ز اندازه ی وهمست و عقل
آفرین بر دانش استاد کاین اندازه بست ۵

نازکان باغ را حاجت به رنگ و بو نبود
زین سبب در کاسه های لاله مشک و غازه بست ۶

طبع موزون فغانی بین که در گلزار عشق
هر بهار از معنی رنگین چه نخل تازه بست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.