هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ بیانگر عشق و وفاداری بیقید و شرط به معشوق است، حتی در برابر ستم و جفا. شاعر از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند "طفل عربده جو" و "سفال صبر"، احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد. او همچنین به طبیعت و عناصری مانند گل، بلبل و خورشید اشاره میکند تا زیبایی و پیچیدگی عشق را نشان دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم نمادین ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۹ - اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
جفا کشیم و برویش نیاوریم که نیکوست ۱
بمکتب ستم او دلم ز وسوسه ی عقل
چو طفل عربده جو پهلوی خلیفه ی بدخوست ۲
دل ضعیف چه زحمت برد بنزد طبیبان
چو هم ملاحظه ی صبر او معالجه ی اوست ۳
ز سحر نافه ی زلف تو آتشیست درین دل
که گر بشیر در اویزد از جنون بدرد پوست ۴
ترنج غبغش آخر به دست بخت من افتد
بکوشم و بکفش اورم که سیب سخنگوست ۵
ز گریه نرگس من شد سپید و یاسمنم زرد
دلم هنوز هواخواه نوخطان پریروست ۶
سفال صبر شو ایدل که آن نهال ملاحت
به آب دیده در آید اگر چه آن طرف جوست ۷
هزار سلسله ی بافته بمذهب عشاق
نه همچو طاقیه ی پرده و کلاله ی خوشبوست ۸
گلی که تربیت از بلبلی نیافت فغانی
اگر ز چشمه ی خورشید آب خورده که خودروست ۹
جفا کشیم و برویش نیاوریم که نیکوست ۱
بمکتب ستم او دلم ز وسوسه ی عقل
چو طفل عربده جو پهلوی خلیفه ی بدخوست ۲
دل ضعیف چه زحمت برد بنزد طبیبان
چو هم ملاحظه ی صبر او معالجه ی اوست ۳
ز سحر نافه ی زلف تو آتشیست درین دل
که گر بشیر در اویزد از جنون بدرد پوست ۴
ترنج غبغش آخر به دست بخت من افتد
بکوشم و بکفش اورم که سیب سخنگوست ۵
ز گریه نرگس من شد سپید و یاسمنم زرد
دلم هنوز هواخواه نوخطان پریروست ۶
سفال صبر شو ایدل که آن نهال ملاحت
به آب دیده در آید اگر چه آن طرف جوست ۷
هزار سلسله ی بافته بمذهب عشاق
نه همچو طاقیه ی پرده و کلاله ی خوشبوست ۸
گلی که تربیت از بلبلی نیافت فغانی
اگر ز چشمه ی خورشید آب خورده که خودروست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.