هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از سوختن دل در غم دوری معشوق، گمگشتگی در جستجوی او، و ناتوانی در یافتن آرامش مینالد. همچنین، اشارهای به عشق مجنونوار و شیفتگی به معشوقی دارد که دستنیافتنی به نظر میرسد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی نسبی با ادبیات و مفاهیم عرفانی دارد.
شماره ۱۴۴ - دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت
دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت
در بزم تو دیگر بچراغش نتوان یافت ۱
هر چند که گم گشته ی ما هست پری خوی
اما نه چنان هم که سراغش نتوان یافت ۲
مجنون در مکتب خوبانست دل من
در خانقه و کنج فراغش نتوان یافت ۳
دل شیفته ی شاهسواریست که هرگز
لهوش نتوان دیدن و لاغش نتوان یافت ۴
محروم بماندیم درین بزم که ساقی
ترکیست که بویی ز ایاغش نتوان یافت ۵
مرغی که سراسیمه ی دامست فغانی
در گرد گل و گوشه ی باغش نتوان یافت ۶
در بزم تو دیگر بچراغش نتوان یافت ۱
هر چند که گم گشته ی ما هست پری خوی
اما نه چنان هم که سراغش نتوان یافت ۲
مجنون در مکتب خوبانست دل من
در خانقه و کنج فراغش نتوان یافت ۳
دل شیفته ی شاهسواریست که هرگز
لهوش نتوان دیدن و لاغش نتوان یافت ۴
محروم بماندیم درین بزم که ساقی
ترکیست که بویی ز ایاغش نتوان یافت ۵
مرغی که سراسیمه ی دامست فغانی
در گرد گل و گوشه ی باغش نتوان یافت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - چشمم نظری در رخ آن دل گسل انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.