هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوع عشق و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از نالههای جانسوز، عشق مجنونوار، و سوختن دل عاشقان سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند بهار، نوروز، و دانش دارد که در قالب تمثیلهای عاشقانه بیان شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۴۹ - مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست
مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست
نشناخت گل تازه و نوروز ندانست ۱
مجنون تو هم بر سر خاکستر گلخن
جان داد و بهار چمن افروز ندانست ۲
فردا چکند با جگر سوخته عاشق
چون فایده ی صحبت امروز ندانست ۳
از رنگ قبا سوخت دل از دور چو دیدت
نقش کمر و تاج طلا دوز ندانست ۴
سوز دل عشاق چراغ دل و جانست
بی نور، درونی که چنین سوز ندانست ۵
دل جوهر دانش بمی و روی نکو داد
قدر خرد مصلحت آموز ندانست ۶
ناقص شد ازین طارم فیروزه فغانی
مسکین اثر طالع فیروز ندانست ۷
نشناخت گل تازه و نوروز ندانست ۱
مجنون تو هم بر سر خاکستر گلخن
جان داد و بهار چمن افروز ندانست ۲
فردا چکند با جگر سوخته عاشق
چون فایده ی صحبت امروز ندانست ۳
از رنگ قبا سوخت دل از دور چو دیدت
نقش کمر و تاج طلا دوز ندانست ۴
سوز دل عشاق چراغ دل و جانست
بی نور، درونی که چنین سوز ندانست ۵
دل جوهر دانش بمی و روی نکو داد
قدر خرد مصلحت آموز ندانست ۶
ناقص شد ازین طارم فیروزه فغانی
مسکین اثر طالع فیروز ندانست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - باده در جامت مدام از اشک گلگون منست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - بازم چراغ دل بمی ناب روشنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.