هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و طبیعتگرا، توصیفی زیبا از طلوع آفتاب و تأثیر آن بر جهان و دل شاعر ارائه میدهد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خجالت آفتاب از نظاره معشوق، تأثیر شراب صبحگاهی و اضطراب نیمهشب، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و تصاویر شاعرانه پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۵۷ - ای از نظاره ی تو خجل آفتاب صبح
ای از نظاره ی تو خجل آفتاب صبح
لعلت بخنده ی نمکین برده آب صبح ۱
تابان ز جیب پیرهنت سینه ی چو سیم
چون روشنی روز سفید از نقاب صبح ۲
ما را چو شمع با تو نشانند رو برو
سوز و گداز نیم شب و اضطراب صبح ۳
دل را فراغ می دهد و دیده را فروغ
دیدار آفتاب و شان و شراب صبح ۴
دیوانه ی جمال تو از مستی خیال
ذوق می شبانه ندانست و خواب صبح ۵
خون شد دلم ز سیر مه و مهر چون شفق
از دیر ماندن شب تار و شتاب صبح ۶
بستان می صبوح فغانی بفال سعد
آندم که آفتاب گشاید نقاب صبح ۷
لعلت بخنده ی نمکین برده آب صبح ۱
تابان ز جیب پیرهنت سینه ی چو سیم
چون روشنی روز سفید از نقاب صبح ۲
ما را چو شمع با تو نشانند رو برو
سوز و گداز نیم شب و اضطراب صبح ۳
دل را فراغ می دهد و دیده را فروغ
دیدار آفتاب و شان و شراب صبح ۴
دیوانه ی جمال تو از مستی خیال
ذوق می شبانه ندانست و خواب صبح ۵
خون شد دلم ز سیر مه و مهر چون شفق
از دیر ماندن شب تار و شتاب صبح ۶
بستان می صبوح فغانی بفال سعد
آندم که آفتاب گشاید نقاب صبح ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - مرغ دلم به حلقه ی مویی نهاده رخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.