هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند مرغ دل، باغ وصل، گلهای لاله و قطرههای اشک بیان میکند. او از درد فراق و اشتیاق به وصال مینالد و حالتی از بیخودی و مستی عشق را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۸ - مرغ دلم به حلقه ی مویی نهاده رخ
مرغ دلم به حلقه ی مویی نهاده رخ
در باغ وصل بر گل رویی نهاده رخ ۱
مست وصال چون نشود آنکه هر نفس
بیخود بجیب غالیه بویی نهاده رخ ۲
افگنده ام عنان دل از دست هر طرف
در خون من دواسبه عدویی نهاده رخ ۳
در گلشن خیال من از تند باد غم
هر برگ لاله بر لب جویی نهاده رخ ۴
از دیده ام بجستن آن دانه ی گهر
هر قطره ی سرشک بسویی نهاده رخ ۵
در بزم عشق هر نفس از گرمی فراق
لب تشنه یی به پای سبویی نهاده رخ ۶
هر صبح تا بشام فغانی بحاجتی
گریان به قبله ی سر کویی نهاده رخ ۷
در باغ وصل بر گل رویی نهاده رخ ۱
مست وصال چون نشود آنکه هر نفس
بیخود بجیب غالیه بویی نهاده رخ ۲
افگنده ام عنان دل از دست هر طرف
در خون من دواسبه عدویی نهاده رخ ۳
در گلشن خیال من از تند باد غم
هر برگ لاله بر لب جویی نهاده رخ ۴
از دیده ام بجستن آن دانه ی گهر
هر قطره ی سرشک بسویی نهاده رخ ۵
در بزم عشق هر نفس از گرمی فراق
لب تشنه یی به پای سبویی نهاده رخ ۶
هر صبح تا بشام فغانی بحاجتی
گریان به قبله ی سر کویی نهاده رخ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ای از نظاره ی تو خجل آفتاب صبح
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.