هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، مانند سوختن دل، اسیر زلف و خال معشوق بودن، و فدا کردن تخت سلطنت برای زیبایی بی‌نظیر معشوق، احساسات خود را بیان می‌کند. شعر همچنین به جلوه‌گری معشوق در آیینه‌ی جمال و تأثیر عمیق او بر دل عشاق اشاره دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی پیچیده، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۶۰ - دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد

دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد
اسیر سلسله و دام زلف و خال تو باد ۱

هزار افسر شاهی و تخت سلطانی
فدای سلطنت حسن بیزوال تو باد ۲

تمام صورت احوال دردمندان را
مدام جلوه در آیینه ی جمال تو باد ۳

ز دفتر دل عشاق چون گشایی فال
نوای زمزمه ی شوق حسب حال تو باد ۴

چراغ دیده ی شب زنده دار من یا رب
ز نور شمع طربخانه ی وصال تو باد ۵

چو صف کشند بتاراج دل سیه چشمان
بلای اهل نظر شیوه ی غزال تو باد ۶

بلای جان فغانی و آفت نظرش
کرشمه ی خم ابروی چون هلال تو باد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - این باد ز طرف چمن کیست که داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.