هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناکامی‌های عاشقانه و نرسیدن به آرزوهایش سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق، روزگار ناسازگار و ناملایمات زندگی شکایت دارد و احساس می‌کند که از همه‌چیز محروم شده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات سنگین و ناامیدکننده هستند که برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۱۶۴ - خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد

خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد
من این طلب ندارم و او هم نمی دهد ۱

در دست روزگار گل آرزوی من
ز آنگونه شد فسرده که بو هم نمی دهد ۲

من آرزوی آب به دل سرد کرده ام
بختم مجال بر لب جو هم نمی دهد ۳

بیمست کز خمار دهم جان و میفروش
یک ساغرم ز لای سبو هم نمی دهد ۴

بیگانه وارم از حرم وصل راند یار
جایم به پهلوی سگ کو هم نمی دهد ۵

من صد سلام کردم و او یکجواب تلخ
بعد از هزار تندی خو هم نمی دهد ۶

از بسکه جور دید فغانی ز دست دل
راه نظر بروی نکو هم نمی دهد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - هرگز این دست تهی بند نقابی نکشید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - گل آمد ساقیا محبوب گلرخسار می باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.