خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و انتظار یار می‌گوید و احساسات خود را با تصاویری مانند سوزش شمع، پروانه، اشک‌های نومیدی و آه سینه‌سوز توصیف می‌کند. او از درد فراق و امید به وصال سخن می‌گوید و با مضامینی مانند غم، عشق و انتظار، حالات درونی خود را بیان می‌کند.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق، اندوه و انتظار است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با شعر کلاسیک فارسی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۸ - چو باشم سر بزانو مانده شب در فکر یار خود

چو باشم سر بزانو مانده شب در فکر یار خود
رود چشمم بخواب و ماه بینم در کنار خود ۱

ببزم شمع خودخواهم که سوزم همچو پروانه
که غیرت می برم از سایه ی شخص نزار خود ۲

به راه انتظارش تا بکی از اشک نومیدی
بخون غلتیده بینم دیده ی شب زنده دار خود ۳

ز آه سینه سوزم چون چراغ لاله درگیرد
خس و خاری که شب در دشت غم سازم حصار خود ۴

فغانی چون بخاطر بگذراند روز وصل او
نهد صد داغ حسرت بر دل امیدوار خود ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - محتسب گر بدر میکده مانع نشود
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - مقیدان تو از یاد غیر خاموشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.