هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق و حالات روحی استفاده میکند. شاعر از زلف یار، غمزهها، و صحنههای طبیعت مانند سرو و یاسمن برای توصیف عشق و جذبههای آن بهره میبرد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند استغنای عشق و محبت نیز دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۲ - آنکه بهر دیگران در زلف چین می افگند
آنکه بهر دیگران در زلف چین می افگند
چون رسد نزدیک من چین در جبین می افگند ۱
دیده ام جایی پریرویی که پیش تخت او
گر سلیمان می رسد حالی نگین می افگند ۲
گر سوار اینست و جولان این باندک ترکتاز
خسروان را بیخود از بالای زین می افگند ۳
هر کجا یک دل بتیر غمزه می سازد نشان
صد کماندارش پیاپی در کمین می افگند ۴
دام صد مرغ دلست آندم که زرین بهله را
می کشد در دست و چین در آستین می افگند ۵
می کشد سر بر فلک چون سرو ز استغنای عشق
هر کجا تخم محبت بر زمین می افگند ۶
در چمن چون می فشاند آستین را در سماع
لرزه بر اندام سرو و یاسمین می افگند ۷
صاحب دولت نمی داند که دهقان وقت کار
دامن دولت به دست خوشه چین می افگند ۸
دور از آن دندان و لب از می فغانی توبه کرد
آرزو چندی بشیر و انگبین می افگند ۹
چون رسد نزدیک من چین در جبین می افگند ۱
دیده ام جایی پریرویی که پیش تخت او
گر سلیمان می رسد حالی نگین می افگند ۲
گر سوار اینست و جولان این باندک ترکتاز
خسروان را بیخود از بالای زین می افگند ۳
هر کجا یک دل بتیر غمزه می سازد نشان
صد کماندارش پیاپی در کمین می افگند ۴
دام صد مرغ دلست آندم که زرین بهله را
می کشد در دست و چین در آستین می افگند ۵
می کشد سر بر فلک چون سرو ز استغنای عشق
هر کجا تخم محبت بر زمین می افگند ۶
در چمن چون می فشاند آستین را در سماع
لرزه بر اندام سرو و یاسمین می افگند ۷
صاحب دولت نمی داند که دهقان وقت کار
دامن دولت به دست خوشه چین می افگند ۸
دور از آن دندان و لب از می فغانی توبه کرد
آرزو چندی بشیر و انگبین می افگند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - فراوشم شود چندان کزو بیداد می آید
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.