خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، عشق و رنجهای عاشقانه را با تصاویر زیبا و استعارههای غنی مانند گُل، شراب، و شمع بیان میکند. شاعر از درد فراق و اشتیاق به معشوق میگوید و تأکید میکند که زیبایی معشوق بینظیر است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها مانند شراب و کباب شدن جگر نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۸۳ - گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد
گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد
چرا لب شکرین از شراب بگدازد ۱
خوش آن بدن که ز می در قبا چو گل روید
نه آنکه همچو شکر در گلاب بگدازد ۲
بر آن سرم که چراغی ز روغنم ماند
دمی که این تن بیخورد و خواب بگدازد ۳
گهی ز غم جگر پاره ام کباب شود
دمی ز غصه دلم چون کباب بگدازد ۴
بدلفروزی شمع جمال او نرسد
هزار سال اگر آفتاب بگدازد ۵
فغانی از طلب کیمیا نیاساید
مگر دمی که درین اضطراب بگدازد ۶
چرا لب شکرین از شراب بگدازد ۱
خوش آن بدن که ز می در قبا چو گل روید
نه آنکه همچو شکر در گلاب بگدازد ۲
بر آن سرم که چراغی ز روغنم ماند
دمی که این تن بیخورد و خواب بگدازد ۳
گهی ز غم جگر پاره ام کباب شود
دمی ز غصه دلم چون کباب بگدازد ۴
بدلفروزی شمع جمال او نرسد
هزار سال اگر آفتاب بگدازد ۵
فغانی از طلب کیمیا نیاساید
مگر دمی که درین اضطراب بگدازد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - مجاوران سر کوی یار سر بخشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.