هوش مصنوعی: این شعر از درد هجران و عشق ناکام سخن می‌گوید. شاعر از رنج جدایی، آتش عشق و ناله‌های مستانه می‌نالد و آرزو می‌کند که هیچ‌کس به چنین دردهایی دچار نشود. او از غمزه‌های کشنده و عشق بی‌پاسخ شکایت دارد و زندگی بدون عشق را بی‌معنا می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'کشتن عاشق' یا 'آتش عشق' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۲۰۸ - خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد

خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد
زین تلخ باده چهره ی کس لاله گون مباد ۱

آتش بسوز ناله ی مستان عشق نیست
خوشدل کسی به نغمه ی این ارغنون مباد ۲

ای گل خیال کشتن عاشق نه طور تست
بر دامنت نشانه ی این رنگ خون مباد ۳

سوزانتر از جدایی یارست رشک غیر
این داغ بر جراحت عاشق فزون مباد ۴

هر دم بشکل دیگرم آن غمزه می کشد
کافر به تیغ غمزه ی خوبان زبون مباد ۵

آن را که نیست گرمی عشقی حیات نیست
سر بی هوای عشق و دلم بی جنون مباد ۶

وصل تو آفتاب، بنام که فال زد
کش ذره یی ز کوکب طالع سکون مباد ۷

خود را تمام داد فغانی بدست عشق
آشفته دل ز وسوسه ی چند و چون مباد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - بیا که ساقی ما باده ی طهور دهد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - حسن تو بچشم ما نگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.