هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق بی‌پایان خود می‌گوید که تمام وجودش را فرا گرفته و جایی برای چیز دیگری نگذاشته است. شاعر از درد و رنج عشق نیز سخن می‌گوید، اما در نهایت اعلام می‌کند که دیگر تحمل درد بیشتری را ندارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

شماره ۲۱۰ - بمجلسی که تویی می دگر نمی گنجد

بمجلسی که تویی می دگر نمی گنجد
چه جای می که گلاب و شکر نمی گنجد ۱

بنوش از دل عاشق میی که می خواهی
که در خرابه ی ما جام زر نمی گنجد ۲

چه حالتست که در جام عیش مسکینان
بغیر شربت خون جگر نمی گنجد ۳

محبت تو چنان ساخت سیرم از عالم
که در مزاج دلم خواب و خور نمی گنجد ۴

میان ما و حبیب آنچنان معامله ییست
که گر فرشته شود غیر در نمی گنجد ۵

هزار گونه غم و درد در دلم کردی
بسست، دیگر ازین بیشتر نمی گنجد ۶

مکش دراز فغانی حدیث و شور مکن
دگر بخلوت ما درد سر نمی گنجد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - حسن تو بچشم ما نگنجد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - آمد بهار و دل بمی و جام تازه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.