هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج معلم و عشق و اشتیاق شاگرد سخن میگوید. در آن، معلم با دیدن خط شاگرد، از اشتباهاتش میرنجد و شاگرد نیز از سختگیری معلم شکایت دارد. همچنین، اشعاری درباره عشق، فراق، و سوز دل وجود دارد که با تمثیلهای زیبا بیان شدهاند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تمثیلهای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۴۵ - معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
خط او بیند و تعلیم از آن مشگین رقم گیرد ۱
ستم گویند هر کس از معلم یاد می گیرد
معلم آید و زان شوخ تعلیم ستم گیرد ۲
چنین افسانه ی خوش که دل گفت از دهان او
خضر گر بشنود از غیرتش خواب عدم گیرد ۳
کشم سر در گریبان هر سحر بی آن گل خندان
مبادا آه سردم در چراغ صبحدم گیرد ۴
ازین سوزی که دارد پیر کنعان در غم یوسف
سزد کز گوشه بیت الحزن آتش علم گیرد ۵
اگر من سوختم بادا چراغ حسن او روشن
قضا پروانه یی از مطلع انوار کم گیرد ۶
فغانی در حریم کویت آمد با دل سوزان
چه سگ باشد که بی داغ تو خود را محترم گیرد ۷
خط او بیند و تعلیم از آن مشگین رقم گیرد ۱
ستم گویند هر کس از معلم یاد می گیرد
معلم آید و زان شوخ تعلیم ستم گیرد ۲
چنین افسانه ی خوش که دل گفت از دهان او
خضر گر بشنود از غیرتش خواب عدم گیرد ۳
کشم سر در گریبان هر سحر بی آن گل خندان
مبادا آه سردم در چراغ صبحدم گیرد ۴
ازین سوزی که دارد پیر کنعان در غم یوسف
سزد کز گوشه بیت الحزن آتش علم گیرد ۵
اگر من سوختم بادا چراغ حسن او روشن
قضا پروانه یی از مطلع انوار کم گیرد ۶
فغانی در حریم کویت آمد با دل سوزان
چه سگ باشد که بی داغ تو خود را محترم گیرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - می خورده خنده بر من ناشاد می کند
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - گل آمد و بی یار نشستن که تواند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.