هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق میگوید و آرزو میکند که دشمن معشوق نیز چنین روزهایی را تجربه کند. او از دلتنگی و اشتیاق خود برای دیدار معشوق مینالد و بیان میکند که حتی در خواب نیز آرزوی دیدار او را دارد. شاعر از شبهای تنهایی و سوزش عشق میگوید و امیدوار است که روزی معشوق مانند شمعی روشنگر در زندگیاش ظاهر شود. همچنین، او از بلاها و مشکلاتی که در راه عشق متحمل میشود، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۸ - مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید
مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید
الهی دشمن جان ترا این روز پیش آید ۱
دلم مشکین غزالی برد و میگردم من بیدل
بود کز جانبی آن صید دست آموز پیش آید ۲
چنان دلتنگم از نادیدن آن گل که بی رویش
نگردم شاد اگر صد عید و صد نوروز پیش آید ۳
شبش در خواب می دیدم که میزد آتشی در دل
بسوزم پیش او خود را اگر امروز پیش آید ۴
خوش آن شبها که سوزم تا سحر در کنج تنهایی
چو بیرون آیم آن شمع جهان افروز پیش آید ۵
چو وقت آید که از لعل لبش فیروزه یی یابم
بلاهای عجب از بخت نافیروز پیش آید ۶
بطاق ابرویش دارد فغانی دیده ی حیران
که از هر گوشه تیر غمزه ی دلدوز پیش آید ۷
الهی دشمن جان ترا این روز پیش آید ۱
دلم مشکین غزالی برد و میگردم من بیدل
بود کز جانبی آن صید دست آموز پیش آید ۲
چنان دلتنگم از نادیدن آن گل که بی رویش
نگردم شاد اگر صد عید و صد نوروز پیش آید ۳
شبش در خواب می دیدم که میزد آتشی در دل
بسوزم پیش او خود را اگر امروز پیش آید ۴
خوش آن شبها که سوزم تا سحر در کنج تنهایی
چو بیرون آیم آن شمع جهان افروز پیش آید ۵
چو وقت آید که از لعل لبش فیروزه یی یابم
بلاهای عجب از بخت نافیروز پیش آید ۶
بطاق ابرویش دارد فغانی دیده ی حیران
که از هر گوشه تیر غمزه ی دلدوز پیش آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - مرا یاد تو هر دم آتشی در دل برافروزد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - زبان به وصف جمال تو بر نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.