هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر به زیبایی و جلال معشوق خود اشاره میکند و عشق بیزوال خود را به او ابراز میدارد. او از خدمت به معشوق و وفاداری به او سخن میگوید و آرزو میکند که روزی امین راز او باشد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۷۰ - سری که در قدم سرو سرفراز تو باشد
سری که در قدم سرو سرفراز تو باشد
در اوج سلطنت از جلوه های ناز تو باشد ۱
گرت ایاز بیند بدین جمال و نکویی
کند قبول که سلطان او ایاز تو باشد ۲
اگر چه نقد دلم سکه ی قبول ندارد
بدین خوشست که در بوته ی گداز تو باشد ۳
زهر چه غیر تو پرداخت دل خزینه ی جان را
بدین امید که روزی امین راز تو باشد ۴
بخدمت تو چه آرم نثار وقت تکلم
که در مقابله ی لعل دلنواز تو باشد ۵
ز سحر خامه ببندم زبان طعن مخالف
اگر اشاره ی ابروی عشوه ساز تو باشد ۶
چه کام خوشتر ازین عشق بی زوال فغانی
که هر کجا قدم او رخ نیاز تو باشد ۷
در اوج سلطنت از جلوه های ناز تو باشد ۱
گرت ایاز بیند بدین جمال و نکویی
کند قبول که سلطان او ایاز تو باشد ۲
اگر چه نقد دلم سکه ی قبول ندارد
بدین خوشست که در بوته ی گداز تو باشد ۳
زهر چه غیر تو پرداخت دل خزینه ی جان را
بدین امید که روزی امین راز تو باشد ۴
بخدمت تو چه آرم نثار وقت تکلم
که در مقابله ی لعل دلنواز تو باشد ۵
ز سحر خامه ببندم زبان طعن مخالف
اگر اشاره ی ابروی عشوه ساز تو باشد ۶
چه کام خوشتر ازین عشق بی زوال فغانی
که هر کجا قدم او رخ نیاز تو باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - زبان به وصف جمال تو بر نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.