هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق نافرجام و درد دلهایش سخن میگوید. او از دیدن معشوق محروم است و دلش اسیر جمال و فریب او شده است. شاعر از بیقراری و دیوانگی عشق میگوید و اشاره میکند که حتی با وجود تمام تلاشها، به وصال معشوق نمیرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'دیوانگی' و 'قتل عشق' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۲۷۲ - تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود
تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود
کام دل از جمال تتو حاصل نمی شود ۱
هر دل بجعد سلسله مویی قرار یافت
دیوانه ی منست که عاقل نمی شود ۲
دست تهی اگر همه تعویذ دوستیست
در گردن مراد حمایل نمی شود ۳
غافل مشو ز حال اسیری که یکنفس
از جلوه ی خیال تو غافل نمی شود ۴
دل شد اسیر جلوه ی مردم فریب تو
کارش بسحر جادوی بابل نمی شود ۵
خون قتیل عشق فغانی به هیچ رو
فردا وبال دامن قاتل نمی شود ۶
کام دل از جمال تتو حاصل نمی شود ۱
هر دل بجعد سلسله مویی قرار یافت
دیوانه ی منست که عاقل نمی شود ۲
دست تهی اگر همه تعویذ دوستیست
در گردن مراد حمایل نمی شود ۳
غافل مشو ز حال اسیری که یکنفس
از جلوه ی خیال تو غافل نمی شود ۴
دل شد اسیر جلوه ی مردم فریب تو
کارش بسحر جادوی بابل نمی شود ۵
خون قتیل عشق فغانی به هیچ رو
فردا وبال دامن قاتل نمی شود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بود
گوهر بعدی:شماره ۲۷۳ - هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.