خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات خود در غیاب معشوق میگوید. چه به او نزدیک شود و چه در تنهایی بنشیند، رنج میکشد. یاد معشوق و رفتارهای او همواره او را آزار میدهد، حتی در طبیعت نیز چشمهای معشوق را به یاد میآورد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۷۸ - گر می روم نزدیک او شوق وصالم می کشد
گر می روم نزدیک او شوق وصالم می کشد
ور می نشینم گوشه یی تنها خیالم می کشد ۱
بی شمع خود گر می روم در کنج تنهایی شبی
گه غصه خونم می خورد گاهی خیالم می کشد ۲
من خود نمی گویم که او می خورده باشد با کسی
آن شکل مخمورانه و تغییر حالم می کشد ۳
قربان آن شوخم که چون از دور می بیند مرا
چندان تواضع می کند کز انفعالم می کشد ۴
گر چون فغانی می روم در گوشه ی صحرا دمی
آنجا بیاد نرگسش چشم غزالم می کشد ۵
ور می نشینم گوشه یی تنها خیالم می کشد ۱
بی شمع خود گر می روم در کنج تنهایی شبی
گه غصه خونم می خورد گاهی خیالم می کشد ۲
من خود نمی گویم که او می خورده باشد با کسی
آن شکل مخمورانه و تغییر حالم می کشد ۳
قربان آن شوخم که چون از دور می بیند مرا
چندان تواضع می کند کز انفعالم می کشد ۴
گر چون فغانی می روم در گوشه ی صحرا دمی
آنجا بیاد نرگسش چشم غزالم می کشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.