هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از خورشید (معشوق) می‌گوید که اگر روزی به او توجه کند، رقیبان مانند ابری تاریک بر زندگی‌اش سایه می‌اندازند. شاعر خود را گرفتار معشوقی می‌داند که هرچه او را درمانده‌تر ببیند، بیشتر بر ناز و افاده‌اش می‌افزاید. همچنین، او از زیبایی بی‌نظیر معشوق سخن می‌گوید که حتی در میان زیبارویان دیگر نیز چشم‌ها را به خود خیره می‌کند. در پایان، شاعر از رنج‌های عشق و اشک‌هایی می‌گوید که بر چهره‌اش سیاهی می‌پاشد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و حسادت رقیبان نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۲۸۰ - گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد

گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد
رقیبش همچو ابری آید و روزم سیه سازد ۱

گرفتارم بدست نازنینی کز هوای خود
مرا چون زارتر بیند بخوبی بیشتر نازد ۲

چنان خوبی که گر آیی میان مجلس خوبان
زهر جانب پریرویی بر خسارت نظر بازد ۳

رقیب از محرمی گر شمع بالینت شود شبها
گمارم آه گرم خود برو چندانکه بگدازد ۴

بغیر از خاک پایش ای فغانی گر کشی سرمه
سرشک از دیده بیرون آید و رویت سیه سازد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.