خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی به معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه دیگران نیز شیفتهٔ معشوق شدهاند. شاعر خود را در برابر جمال معشوق ناچیز میداند و از بیگانگی و دوری دیگران از معشوق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۲۹۸ - خوبان خراب نرگس مستانه ی تو اند
خوبان خراب نرگس مستانه ی تو اند
خود را زیاد برده در افسانه ی تو اند ۱
آنانکه می برند بحسن از پری گرو
رخساره برفروز که دیوانه ی تو اند ۲
مستان که شسته اند لب از آب زندگی
در آرزوی ساغر و پیمانه ی تو اند ۳
من خود چه ذره ام که هزار آفتاب رو
هر روز تا به شب بدر خانه ی تو اند ۴
با خویش کردی اهل نظر آشنا ولی
چون نیک بنگری همه بیگانه ی تو اند ۵
ای گنج حسن با تو چه دانه ست کاینچنین
مرغان قدس طالب ویرانه ی تو اند ۶
دل بر وفای همنفسان دورو مبند
آنانکه خویشتر بتو بیگانه ی تو اند ۷
حالا بمکر و حیله رقیب از تو کام یافت
بی بهره آن گروه که دیوانه ی تو اند ۸
وصلش چو یافت نیست فغانی طمع ببر
بسیار کس در آرزوی دانه ی تو اند ۹
خود را زیاد برده در افسانه ی تو اند ۱
آنانکه می برند بحسن از پری گرو
رخساره برفروز که دیوانه ی تو اند ۲
مستان که شسته اند لب از آب زندگی
در آرزوی ساغر و پیمانه ی تو اند ۳
من خود چه ذره ام که هزار آفتاب رو
هر روز تا به شب بدر خانه ی تو اند ۴
با خویش کردی اهل نظر آشنا ولی
چون نیک بنگری همه بیگانه ی تو اند ۵
ای گنج حسن با تو چه دانه ست کاینچنین
مرغان قدس طالب ویرانه ی تو اند ۶
دل بر وفای همنفسان دورو مبند
آنانکه خویشتر بتو بیگانه ی تو اند ۷
حالا بمکر و حیله رقیب از تو کام یافت
بی بهره آن گروه که دیوانه ی تو اند ۸
وصلش چو یافت نیست فغانی طمع ببر
بسیار کس در آرزوی دانه ی تو اند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - التفات چشم آن مشگین غزالم می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.