هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوقهای با موهای مشکی و چشمان نازکبین سخن میگوید. او با وجود آزادی از دامهای هوس، هنوز تحت تأثیر جذابیت معشوق است. شاعر از درد هجران و امید به وصال مینالد و رفتار معشوق را مانند سرو خرامان توصیف میکند. او از حیرت و شیفتگی خود میگوید و در پایان، با وجود پیری، هنوز آرزوی دیدار معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک عمیقتر آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۹ - التفات چشم آن مشگین غزالم می کشد
التفات چشم آن مشگین غزالم میکشد
مردمیها میکند کز انفعالم میکشد ۱
گرچه آزادم ز قید دانه و دام هوس
شوق دام و دانهی آن زلف و خالم میکشد ۲
من نمینالم ز اندوه شب هجران ولی
هر نفس اندیشهی روز وصالم میکشد ۳
چون خرامان میرود سروش به گلگشت چمن
شیوهی رفتار آن نازک نهالم میکشد ۴
تاب دیدارش ندارد دیدهی حیران من
ور نظر میبندم از رویش خیالم میکشد ۵
باز میپرسی که خونت را که میریزد به ناز
نازنین من چه گویم کاین سؤالم میکشد ۶
پیر گشتم چون فغانی در ره عشق و هنوز
آرزوی دیدن آن خرد سالم میکشد ۷
مردمیها میکند کز انفعالم میکشد ۱
گرچه آزادم ز قید دانه و دام هوس
شوق دام و دانهی آن زلف و خالم میکشد ۲
من نمینالم ز اندوه شب هجران ولی
هر نفس اندیشهی روز وصالم میکشد ۳
چون خرامان میرود سروش به گلگشت چمن
شیوهی رفتار آن نازک نهالم میکشد ۴
تاب دیدارش ندارد دیدهی حیران من
ور نظر میبندم از رویش خیالم میکشد ۵
باز میپرسی که خونت را که میریزد به ناز
نازنین من چه گویم کاین سؤالم میکشد ۶
پیر گشتم چون فغانی در ره عشق و هنوز
آرزوی دیدن آن خرد سالم میکشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - خوبان خراب نرگس مستانه ی تو اند
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - گه بلطفم می نوازد گه بنازم می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.