خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ناامیدی و تلاش بیثمر در زندگی اشاره دارد. شاعر از تلاشهای بیحاصل برای یافتن آرامش، عشق، و آبادی سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس به نتیجه مطلوب نرسیده است. همچنین، از بیعدالتی و رنجهای زندگی شکایت میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با ناامیدی و تلخی بیانشده، برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
شماره ۳۳۱ - زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس
زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس
سرها فرود رفت و حبابی ندید کس ۱
پیوسته زهر می چکد از شیشه ی سپهر
هرگز در این قرابه شرابی ندید کس ۲
مردم تمام در پی آبادی خودند
باری بلطف سوی خرابی ندید کس ۳
در اتش از برای تو گشتیم سالها
وین طرفه تر که بوی کبابی ندید کس ۴
چندین هزار فال زدم از برای وصل
اما هنوز رای صوابی ندید کس ۵
راحت مجو فغانی و با درد سر بساز
در شیشه ی سپهر گلابی ندید کس ۶
سرها فرود رفت و حبابی ندید کس ۱
پیوسته زهر می چکد از شیشه ی سپهر
هرگز در این قرابه شرابی ندید کس ۲
مردم تمام در پی آبادی خودند
باری بلطف سوی خرابی ندید کس ۳
در اتش از برای تو گشتیم سالها
وین طرفه تر که بوی کبابی ندید کس ۴
چندین هزار فال زدم از برای وصل
اما هنوز رای صوابی ندید کس ۵
راحت مجو فغانی و با درد سر بساز
در شیشه ی سپهر گلابی ندید کس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۰ - از جان من حکایت جانان من بپرس
گوهر بعدی:شماره ۳۳۲ - آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.