هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد فراق، عشق بیپاسخ و ناامیدی است. شاعر از آتش عشق، تب فراق و بیخوابی مینالد و به دنبال پناهگاهی در سایه لطف معشوق است. او از روزهای سیاه و ناملایمات زندگی شکایت دارد و امیدوار به رحمت پادشاه حسن است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیخودی و عرفان ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۴۸ - گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
آتش بخرمنم زنی از برق آه خویش ۱
هر دم که بیتو ام نفسی کاهدم ز عمر
دردا که مردم از نفس عمر کاه خویش ۲
دارم تب فراق و ندارم مجال آه
گریم هزار بال بحال تباه خویش ۳
راه منست عاشقی و رسم بیخودی
ناصح تو و صلاح، من و رسم و راه خویش ۴
قصد سیاه رویی ما تا کی ای سپهر
ما خود رسیده ایم بروز سیاه خویش ۵
چشمش بغمزه تیغ بخونریز من کشد
یا رب تو آگهی که ندانم گناه خویش ۶
ای در پناه لطف تو چون سایه عالمی
آورده ام بسایه ی لطفت پناه خویش ۷
هست این دل شکسته گیاهی ز باغ تو
دامن بناز بر مشکن از گیاه خویش ۸
ای پادشاه حسن فغانی گدای تست
دارد امید مرحمت از پادشاه خویش ۹
آتش بخرمنم زنی از برق آه خویش ۱
هر دم که بیتو ام نفسی کاهدم ز عمر
دردا که مردم از نفس عمر کاه خویش ۲
دارم تب فراق و ندارم مجال آه
گریم هزار بال بحال تباه خویش ۳
راه منست عاشقی و رسم بیخودی
ناصح تو و صلاح، من و رسم و راه خویش ۴
قصد سیاه رویی ما تا کی ای سپهر
ما خود رسیده ایم بروز سیاه خویش ۵
چشمش بغمزه تیغ بخونریز من کشد
یا رب تو آگهی که ندانم گناه خویش ۶
ای در پناه لطف تو چون سایه عالمی
آورده ام بسایه ی لطفت پناه خویش ۷
هست این دل شکسته گیاهی ز باغ تو
دامن بناز بر مشکن از گیاه خویش ۸
ای پادشاه حسن فغانی گدای تست
دارد امید مرحمت از پادشاه خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.