هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و فراق یار خود میگوید و بیان میکند که بدون یار، آرامش ندارد و حتی نام خود را از یاد برده است. او از یار میخواهد که به او توجه کند و با وجود درد و رنج عشق، حاضر به ترک این راه نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۴۷ - من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش
من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش
خوشدلم گر جرعه یی بخشی مرا از جام خویش ۱
آنچنان با یاد نامت برده ام خود را زیاد
کز فراموشی نمی آید بیادم نام خویش ۲
یکنفس آرام بی لعلت ندارد جان من
چون کنم درمانده ام با جان بی آرام خویش ۳
بر لب بام آی و از هر گوشه بنگر ماه من
صد چراغ دیده نورافشان بگرد بام خویش ۴
دارد استغنا چو مرغ زیرک آن مشکین غزال
مانده ام حیران که چونش آورم در دام خویش ۵
هیچ محرم ره ندارد در حریم وصل یار
عاشق محروم چون گوید بدو پیغام خویش ۶
از چه مینالی فغانی با غمش فرصت شمار
محنت هر روزه و اندوه صبح و شام خویش ۷
خوشدلم گر جرعه یی بخشی مرا از جام خویش ۱
آنچنان با یاد نامت برده ام خود را زیاد
کز فراموشی نمی آید بیادم نام خویش ۲
یکنفس آرام بی لعلت ندارد جان من
چون کنم درمانده ام با جان بی آرام خویش ۳
بر لب بام آی و از هر گوشه بنگر ماه من
صد چراغ دیده نورافشان بگرد بام خویش ۴
دارد استغنا چو مرغ زیرک آن مشکین غزال
مانده ام حیران که چونش آورم در دام خویش ۵
هیچ محرم ره ندارد در حریم وصل یار
عاشق محروم چون گوید بدو پیغام خویش ۶
از چه مینالی فغانی با غمش فرصت شمار
محنت هر روزه و اندوه صبح و شام خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۶ - چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش
گوهر بعدی:شماره ۳۴۸ - گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.