هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رهایی خود و دیگران از غمها و رنجهای جهان سخن میگوید. او از تجربیات عاشقانه و پندهای پیران یاد میکند و بیان میکند که چگونه از غم جوانی و پیری رها شده است. همچنین، او از مستی و عشق میگوید و چگونه مردم را از غم سود و زیان رها کرده است. در پایان، از عذاب هجران و رهایی از آن سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مضامین پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۷ - مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص
مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص
خلق عالم را ز فریاد و فغان کردم خلاص ۱
در غم عشق جوانی می شنیدم پند پیر
خویشتن را از غم پیر و جوان کردم خلاص ۲
خوش زمانی دست داد از عالم مستی مرا
کز دو عالم خویشرا در یکزمان کردم خلاص ۳
بر سر بازار دی می گفتم از سودای عشق
مردمان را از غم سود و زیان کردم خلاص ۴
گفتمش آخر فغانی را ز هجران سوختی
گفت او را از عذاب جاودان کردم خلاص ۵
خلق عالم را ز فریاد و فغان کردم خلاص ۱
در غم عشق جوانی می شنیدم پند پیر
خویشتن را از غم پیر و جوان کردم خلاص ۲
خوش زمانی دست داد از عالم مستی مرا
کز دو عالم خویشرا در یکزمان کردم خلاص ۳
بر سر بازار دی می گفتم از سودای عشق
مردمان را از غم سود و زیان کردم خلاص ۴
گفتمش آخر فغانی را ز هجران سوختی
گفت او را از عذاب جاودان کردم خلاص ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - ایدل بتلخی شب هجران صبور باش
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - عاشقانرا نه گل و باغ و بهارست غرض
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.