هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با تصاویری مانند زلف یار، دیوارها، و خار در دل، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، از غیرت، تهمت، و دوری از دوستان به دلیل عشق شکایت دارد. در نهایت، شاعر با حسرت و درد، به شرایط خود نگاه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند رنج، غیرت، و تهمت نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.
شماره ۳۷۹ - زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم
زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم
مسلمانی اگر اینست من زنار می بندم ۱
بتنگ از من در و دیوار من از بهر دیداری
چو نقش خامه خود را بر در و دیوار می بندم ۲
دمادم شکر و بادام او در عشوه با مردم
من از غیرت نمک بر دیده ی خونبار می بندم ۳
مرا غمهای دیگر می کشد در عشق مهرویان
ز تاب درد تهمت بر دل افگار می بندم ۴
به دست آرد گلی از گلشن امید خود هر کس
مرا خون در جگر شد بسکه در دل خار می بندم ۵
بکام دشمنان برخاستم از مجلس رندان
خیال دوستی با مردم هشیار می بندم ۶
نگاهی می کنم همچون فغانی از سر حسرت
ز پیکان رخنهای دیده ی بیدار می بندم ۷
مسلمانی اگر اینست من زنار می بندم ۱
بتنگ از من در و دیوار من از بهر دیداری
چو نقش خامه خود را بر در و دیوار می بندم ۲
دمادم شکر و بادام او در عشوه با مردم
من از غیرت نمک بر دیده ی خونبار می بندم ۳
مرا غمهای دیگر می کشد در عشق مهرویان
ز تاب درد تهمت بر دل افگار می بندم ۴
به دست آرد گلی از گلشن امید خود هر کس
مرا خون در جگر شد بسکه در دل خار می بندم ۵
بکام دشمنان برخاستم از مجلس رندان
خیال دوستی با مردم هشیار می بندم ۶
نگاهی می کنم همچون فغانی از سر حسرت
ز پیکان رخنهای دیده ی بیدار می بندم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۸ - چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۰ - شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.