هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شیدایی خود به معشوقهای زیبا میگوید که نگاه به روی او را توصیف میکند. او از احساسات شدید خود مانند مستی، غیرت، و رنج عشق سخن میگوید و بیان میکند که حتی حاضر است به خاطر این عشق جان خود را فدا کند. همچنین، او از بیچارهگی خود در برابر درد عشق و ناتوانی طبیبان در درمان آن مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی احساسات شدید عاشقانه و مفاهیم عمیق عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خودکشی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۸۳ - خوش آن حالت که در روی گلی نظاره می کردم
خوش آن حالت که در روی گلی نظاره می کردم
زبویش می شدم مست و گریبان پاره می کردم ۱
ز خود می رفتم و می سوختم در آتش غیرت
چو با دل گفتگوی آن پریرخساره می کردم ۲
من این زخم ملامت بر جبین خویش می دیدم
چو در اول نظر بر تیغ آن خونخواره می کردم ۳
جدا از آن ترک عاشق کش چنان تنگ آمدم از خود
که گر بودی بدستم قتل خود صد باره می کردم ۴
طبیبان چاره ی درد دل عاشق نمی دانند
نهانی درد خود را ورنه منهم چاره می کردم ۵
فغانی چند گویی حال خود با آن شه خوبان
بناچاری بر آن رخساره اش نظاره می کردم ۶
زبویش می شدم مست و گریبان پاره می کردم ۱
ز خود می رفتم و می سوختم در آتش غیرت
چو با دل گفتگوی آن پریرخساره می کردم ۲
من این زخم ملامت بر جبین خویش می دیدم
چو در اول نظر بر تیغ آن خونخواره می کردم ۳
جدا از آن ترک عاشق کش چنان تنگ آمدم از خود
که گر بودی بدستم قتل خود صد باره می کردم ۴
طبیبان چاره ی درد دل عاشق نمی دانند
نهانی درد خود را ورنه منهم چاره می کردم ۵
فغانی چند گویی حال خود با آن شه خوبان
بناچاری بر آن رخساره اش نظاره می کردم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۲ - از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۴ - همه شب دارم از دل باده ی نابی که من دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.