هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از رشک به رقیبان، درد دلهای پنهان و بیخودیهای عمدی میگوید. همچنین، از تأثیر عشق بر زندگی خود و دوری از مردم و شهر سخن میراند. در نهایت، شاعر از سوزش عشق و بیپروایی در برابر آن مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عشقی و روانشناختی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رشک و درد دلهای عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۹۳ - به بزمت گر به پهلوی رقیبان جا نمیکردم
به بزمت گر به پهلوی رقیبان جا نمیکردم
من دیوانه آنجا این همه غوغا نمیکردم ۱
ز مستی یک سخن گر با رقیبانت نمیگفتم
برای خویشتن صد درد دل پیدا نمیکردم ۲
نهانی داشتم سوزی که میآورد در جوشم
به بزمت شمع من این بیخودی عمدا نمیکردم ۳
شدم دیوانه از رشک رقیبان کاش با ایشان
نمیدیدم تو را و خویش را رسوا نمیکردم ۴
ز خلق شهر اگر از مردمی مییافتم بویی
پی آهو چو مجنون روی در صحرا نمیکردم ۵
به جان درماندم از سودای عشقت وه چه بوی خوش
که می مردم من درویش و این سودا نمیکردم ۶
فغانی شب چنان سرگرم شمع روی او بودم
که گر میسوخت سرتاپای من پروا نمیکردم ۷
من دیوانه آنجا این همه غوغا نمیکردم ۱
ز مستی یک سخن گر با رقیبانت نمیگفتم
برای خویشتن صد درد دل پیدا نمیکردم ۲
نهانی داشتم سوزی که میآورد در جوشم
به بزمت شمع من این بیخودی عمدا نمیکردم ۳
شدم دیوانه از رشک رقیبان کاش با ایشان
نمیدیدم تو را و خویش را رسوا نمیکردم ۴
ز خلق شهر اگر از مردمی مییافتم بویی
پی آهو چو مجنون روی در صحرا نمیکردم ۵
به جان درماندم از سودای عشقت وه چه بوی خوش
که می مردم من درویش و این سودا نمیکردم ۶
فغانی شب چنان سرگرم شمع روی او بودم
که گر میسوخت سرتاپای من پروا نمیکردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - شب آمد هر کسی را روی در کاشنه یی یابم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.