هوش مصنوعی:
شاعر از مستی و رفتارهای ناشایست خود در حالت مستی ابراز پشیمانی میکند. او از این که در مستی باعث آزار یاران شده و حرفهای نابجا زده، احساس شرم و پشیمانی دارد. آرزو میکند که ای کاش اصلاً مست نمیشد تا این رفتارها را از او سر نمیزد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعاتی مانند مستی و پشیمانی است که ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد. همچنین درک عمیق تر احساسات و مفاهیم عرفانی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۵ - من آشفته هم در خواب مستی کاش می مردم
من آشفته هم در خواب مستی کاش می مردم
که روز از مستی شب این همه خجلت نمی بردم ۱
زبان خود بدندان می گزم هر دم من ناکس
که از بهر چه در مستی لبت را نام می بردم ۲
کشم صد انفعال از خویش و میرم از پشیمانی
چو یاد آرم که در مستی سگ آن کوی آزردم ۳
بمستی دوش رنجانیدم از خود خاطر یاران
چه کردم کاش خون می خوردم و آن می نمی خوردم ۴
فغانی یار چون می شد ملول از هایهای من
چرا اول به آه و ناله جان بر لب نیاوردم ۵
که روز از مستی شب این همه خجلت نمی بردم ۱
زبان خود بدندان می گزم هر دم من ناکس
که از بهر چه در مستی لبت را نام می بردم ۲
کشم صد انفعال از خویش و میرم از پشیمانی
چو یاد آرم که در مستی سگ آن کوی آزردم ۳
بمستی دوش رنجانیدم از خود خاطر یاران
چه کردم کاش خون می خوردم و آن می نمی خوردم ۴
فغانی یار چون می شد ملول از هایهای من
چرا اول به آه و ناله جان بر لب نیاوردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.