هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رهایی از قید و بندهای عرفانی و اخلاقی سخن می‌گوید و به دنبال عشق و زیبایی می‌رود. او از پارسایان دوری می‌کند و به بزم میگساران پناه می‌برد. همچنین، شاعر از عشق و طبیعت و زیبایی‌های آن یاد می‌کند و هدایایی برای یاران خود می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به میگساری و مفاهیم مربوط به آن، این متن را برای سنین بالاتر مناسب‌تر می‌کند.

شماره ۴۰۲ - مست گشتم سر ز قید هوشیاران می برم

مست گشتم سر ز قید هوشیاران می برم
رخت خویش از پهلوی پرهیزگاران می برم ۱

چون شفق بربسته رخت خونفشان از طرف خاک
خیمه ی همت بر اوج کوهساران می برم ۲

مرغ شبخیزم بگلگشت گلستان می روم
باد نوروزم پیام نوبهاران می برم ۳

می رم زین بزم و یاد دلنوازان می کنم
می روم زین باغ و گلبانگ هزاران می برم ۴

پارسایان را غم دردیکشان عشق نیست
التجا در بزمگاه میگساران می برم ۵

تا بناگوش چو سیم و عارض چون لاله هست
دانه ی دل سوی زرین گوشواران می برم ۶

هر سبکرو کی تواند گشت با من هم شکار
من که صید از دامگاه تاجداران می برم ۷

از دل گرم فغانی می نویسم چند حرف
تحفه های جانگداز از بهر یاران می برم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.