هوش مصنوعی: شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او با وجود رنج‌ها و طعنه‌های مردم، باز هم به سوی معشوق می‌آید و خود را فدای محبت او می‌کند. شاعر از زیبایی معشوق و اشتیاق خود برای دیدن او می‌سراید و نشان می‌دهد که حاضر است هر سختی را برای این عشق تحمل کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند طعنه‌های مردم و رنج عشق، نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

شماره ۴۱۳ - متاب آن رخ زمن یکدم که در کوی تو می آیم

متاب آن رخ زمن یکدم که در کوی تو می آیم
که من آنجا برای دیدن روی تو می آیم ۱

دل از اندیشه ی اغیار باز آورده در آنکو
برای سجده ی محراب ابروی تو می آیم ۲

تو هر دم می کنی صد جور و من از بهر یک دیدن
ز مردم می کشم صد طعنه و سوی تو می آیم ۳

برد خوی توام هر دم براهی و من مسکین
ز بس شوقی که دارم از پی خوی تو می آیم ۴

مبر حسرت بمن ای آنکه از بزمش روی کشته
که من هم چون فغانی زود پهلوی تو می آیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۲ - شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ میدیدم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۴ - چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.